جوان ، جوانه جان انسان - بخش چهارم
جوانان نسل عصيان اند و اهل طغيان. آنان پرشورند و بر بنيان هاي سنت مي شورند.اما انگیزه این گرایش نه عارضه بیماری است و نه عريضه بيعاری ، بل عین هنجاری است و آغاز هشياري . باید آنان را شناخت و دنیای آرمانیشان را ساخت. آنان رسوم بي ريشه و سنن بي انديشه را بر نمي تابندو با عطش بي اندازه به سوي هواي تازه مي شتابند .
قهرمان شدن دشوار است و راه آن ناهموار . جوانان برای قهرمان شدن شتاب دارند، اما برای پیمودن راه تاب ندارند . برای پیمودن راه های دشوار هم هوش لازم است و هم خروش . باید خروش را ستود و بر هوش افزود . جوانان براي قهرمان شدن الگو مي جويند و راه اسوه را مي پويند . بايد الگوهاي ارزشي را آراست و از انحرافات پيراست.(۴)
جوانان راغب رقابت اند و عاشق سرعت . دوست دارند تا قله وادی وصال بتازند و به آزادی آمال بنازند. بايد اين فرصت ها را پاس داشت و غنيمت انگاشت.
خاطر جوانان خطیر است ، اما در خطر تخدیر . باید صمیمانه خطرات را رفع و مخاطرات را دفع کرد . اگر اين رودهاي خروشان و فرصت هاي جوشان را آگاهانه و بخردانه كاناليزه كنيم ، مي توانيم همه گره هاي كور را بگشاييم و راه هاي ناهموار را بپيماييم .
جوانان نه پلک بسته دارند و نه کلک شکسته . ژرفای رویداد ها را می بینند و به داوری می نشینند ."ناشایست"ها را می نگرند و "بایست"ها را می نگارند . نمی توان حقیقت را از آنان نهفت و واقعیت را به ايشان نگفت . نسبت به نگفتنی ها حساس تراند و از نهفتنی ها پرهراس تر !
پس بیاییم پرده پندار را بدریم و حقیقت اسرار را بنگریم . چشمان را در زلال واقع بینی بشوییم و بدون پرده پوشی درمان درد ها را بگوییم .باید این حقیقت را در بستر باور بارور سازیم که :
" ایجاد جامعه ای شاداب و پویا در گرو پاسخگویی به نیازهای جوانان است."
(سیدمحمد خاتمی)
جنبش جوانان خروش سيل است. خروش سيل حركتي بر وفق ميل نيست. اين خروش با بي اعتنايي، خاموش نمي شود و از خروش نمي افتد. صورت مسئله را نه پاك، كه بايد ادراك كرد. اين سيلاب عظيم ناچار از پويش است و ناگزير از يورش. نه«ركود» را مي داند و نه «جمود» را مي تواند. به گونة طبيعي راه گذر مي جويد، و چون نيابد راه خطر مي پويد!
دريغ است كه اين نيروي خلّاق لايزال، راه زوال گيرد و به ابتذال گرايد.
نيروي عظيمي كه مي تواند «فردا» را بسازد، چرا «امروز» را ببازد؟! آن كه امروز را تلف مي كند، فردا را نيز از كف مي دهد!
جوانان گنجينة هويت خود را در آيينة اصالت مي يابند. باروري نسل جوان در گرو خود باوري است؛ و نسل جوان به «خود باوري» نمي رسند، مگر آن گاه كه جامعه و متولّيان آن به «جوان باوري» برسند.
سياستمداري كه نسل جوان را با نگاه قيمومت مي نگرد و ديدگاه او را به چيزي نمي خرد، هنوز خود آگاهي نسل جوان را باور ندارد.
هدايتگر متشرّعي كه نسل جوان را تنها مستعدّ ضلالت و مستحقّ دلالت مي داند و از نيروي خلّاق خدا خواهي و خود آگاهي او بي خبر است، هنوز حقگرايي فطري جوان را باور ندارد.
اقتصاد دان يكسو نگري كه نسل جوان را با ديدتجارت و بعد معنوي آنان را با ديده حقارت مي نگرد، هنوز نيروي زاينده و درك فزاينده جوان را باور ندارد.
و معلم، مربّي و خانواده اي كه جايگاه خود را رفيع، و جوان را فقط مطيع مي خواهند، هنوز نه تنها رفعت جايگاه جوان، كه توحيد در اطاعت يزدان را نيز باور ندارند.
جوانان نه سياهي سپاه، كه سپيدي پگاه اند؛ با «ياس» ها يگانه اند و با «داس» ها بيگانه؛ متولّيان درد آشنا بايد براي كاناليزه كردن اين سيل خروشان و بهره برداري از اين چشمه جوشان طرحي نو در اندازند و راهي تازه آغازند.
نيروي عظيم جوان نه «تهديدي ويرانگر»، كه «فرصتي زود گذر» است؛ دريغ است كه اين «فرصت ارزنده» را به «تهديدي براندازنده» تبديل كنيم!!
...ادامه دارد
پي نوشت ها:
۴ - وقتي طراحي زيرساخت هاي فكري و فرهنگي جامعه به گونه اي باشد كه هزاران تلاشگر عرصه انديشه ، پژوهش ، بيان و قلم در انزواي عسرت روزگار گذارند و در گمنامي جان سپارند و در مقابل افرادي كم مايه در عرصه هاي كاذب بر مركب مراد سوارند و شاهد مقصود را در آغوش مي فشارند ، ديگر نمي توان از جوانان و نوجوانان انتظار داشت كه سختي هاي تلاش علمي را بپذيرند و راه دشوار علم و انديشه را پيش گيرند .
ذيلا درآمد هفتگي چند فوتباليست را بنگريد و " شما خود حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل !"
رونالدو( رئال مادريد) هفته اي ۱۰۰هزار پوند
زين الدين زيدان (رئال مادريد) هفته اي ۱۰۰هزار پوند
ديديد بكام ( منچستر يونايتد) هفته اي ۹۲هزار پوند
رايول ( رئال مادريد) هفته اي ۹۰هزار پوند
ريو فرديناند( منچستر يونايتد) هفته اي ۷۲هزار پوند
الساندرو دل پيه رو ( يوونتوس) هفته اي ۶۸هزار پوند
هيده توشي ناكاتا( پارما) هفته اي ۶۰هزار پوند
(منبع:ياس نو ، ۱۸/۳/۸۲)
سيدعليرضاشفيعي مطهر