حماسۀ کربلا
ببار ای ابر غم بر دشت دل از ابر بارانی
که سنگ دل شود آیینه از الطاف یزدانی
محرم موسم جانبازی مردان حق آمد
بیامد وقت بیداری ما از خواب ظلمانی
ز فریاد حسین بن علی(ع)تاریخ می لرزد
ولی افسوس کاین دل ها نمی گیرد از آن جانی
به خون پاک خود بنوشت بر پیشانی تاریخ
که مرگ با شرافت به ز ننگین زندگی دانی
حسین ای پاک مرد حق حسین ای عاشق مطلق
حسین ای مصحف ناطق تو قرآن را نگهبانی
حسین ای مظهر انسانیت ای پیشوای ما
حسین ای آیه وحدانیت ای شمس نورانی
تو با خونت نوشتی بهر ما منشور آزادی
بنای کاخ اسلام جهانی را تویی بانی
تو آن شمعی که می سوزی به راه دین و آزادی
منم پروانه ای دل داده بر این شمع نورانی
گلستان مسلمانی ز خونت سبز و خرم شد
تو با خون آبیاری کردی اشجار مسلمانی
به خاک تیره پاشیدی تو خون نو جوانانت
نمودی خاک لم یزرع ز خون رنگین گلستانی
ترا کشتند؟نی مرد خدا هرگز نمی میرد
تو جاویدان و پیروزی تو در قلبی تو در جانی
ترا کشتند اما زنده باشد نام جاویدت
نمیرد هر که روشن شد دلش از نور یزدانی
تنت در خاک و خون غلتید و منکوب ستوران شد
ولی تو زنده در قلب همه آزاد مردانی
تو فخر دین اسلامی تو جان جسم ایمانی
تو سالار شهیدانی شهید راه قرآنی
تو با جانبازیت کاخ ستم را زیر و رو کردی
تو کاخ عزّت و آزادگی را سخت بنیانی
همه جسم و تویی جوهر همه بحر و تویی گوهر
جهان تاریک و تو اختر همه کفر و تو ایمانی
صبا ! گر بگذری بر لاله زار کربلا باری
نسیمی جانفزا آور از آن گلزار ربّانی
ز کوی عاشقان حق نسیمی روحبخش آور
که قلب مُرده ما زندگان گیرد از آن جانی
شنو گر گوش داری ای بشر ! فریاد جانسوزش
که "من جان دادم اندر راه آزادی به آسانی "
حسین از سر گذشت و داد سرمشق مسلمانی
مسلمان ! بشنو و بیدار شو زین خواب طولانی
بیا تا دست هم گیریم و سر بازیم و جان گیریم
حیات جاودان این گونه می یابد هر انسانی
نهال دین کنون پژمرده ای مردان با تقوی !
ز خون ما شود شاداب و گیرد مرز کیهانی
خدایا ! این دل عاشق بزن با تیر عشق خود
اگر خواهی به خون بینی و گر خواهی بسوزانی
مسلمان عاشق است و در ره حق جان فدا سازد
بلی باید چنین باشد شعار هر مسلمانی
( محرم ۱۳۸۶قمری-اردیبهشت ۱۳۴۵ شمسی-کاشان )
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر