«لبخند» یا «تلخند»؟!

من زندگي را چون تابلوی لبخند ژوكوند ديدم
كه در نگاه نخستين به رويت می خندد ،
اما در واقع مي گريد.
در ژرفای لبخند مونالیزا نه « تبسمی شفیق »،که« توهمی عمیق » نهفته است!
شادی های زندگی« همیشه» چونان نهال های« بی ریشه» است؛
با نسیمی از اندوه ،«طراوتش می پژمرد» و « لطافتش می افسرد»!
باید «مشكلات » را بر ریگ های« روان» نوشت
و «موفقیت ها» را بر مرمرهای« دوران» .
باید پوسته زندگی را « کاوید» و شادی ها را « آفرید»!
« شهید بلخ» چه زیبا سرود این« لبخند تلخ» را:
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
سراسر گر همه گیتی بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
#شفیعی_مطهر
-----------------------------------------
تلخند : خنده تلخ، خنده غم انگیز
شفیق: مهربان،دلسوز
شهید بلخ : ابوالحسن شهید بن حسین جهودانکی بلخی، معروف به شهید بلخی (درگذشت ۳۲۵ هجری قمری) شاعر و متکلم و حکیم پایان سده سوم و چهارم هجری است.
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر