#طنزسیاهنمایی. 990
کاش این توهُّمات تحقُّق مییافت!
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
گفت: براتی، مشاور سعید جلیلی (در اسفند ۱۴۰۴)فرمودند:
اگر یک ماه دیگر مقاومت کنیم، آمریکا قطعا عقبنشینی میکند و میرود. در یمن، آمریکاییها فقط ۴۰ روز توانستند مقاومت کنند و بعد فرار کردند. آمریکا در یمن نتوانست هزینه ۲ میلیارد دلاری را تحمُّل کند و با از دست دادن چند هواپیما فرار کرد، اما اکنون در ۱۰ روز جنگ با ایران، ۲۰ میلیارد دلار خسارت دیده است.
•سعید جلیلی نیز فرمودند:
دنیا واقعیّت بستهشدن تنگۀ هرمز را میبیند. (۲۸ اسفند ۱۴۰۴)
•طهماسبی، مجری شبکه سه نیز در همان روزها افزودند:
کشورهای منطقه باید تخلیه کنید، از کشورهای عربی فرار کنید و وقت بازگشت این کشورها به شترسواری است . قیمت نفت به بالای ۲۰۰ دلار میرسد! شما به نفت و گاز وابسته هستید! اروپا برای انرژی به التماس رسیده بود!
•ثابتی، نمایندهۀ مجلس در همان تاریخ فرمودند:
تنگه از ۵ میلیارد تا ۵۰۰ میلیارد دلار برای ما درآمد دارد. این بستگی به عرضه ما دارد!
•خانعلیزاده، کارشناس دائمی صداوسیما خبر دادند:
امارات فقط برای چهار روز موادِّ غذایی دارد و تمام فروشگاههای این کشور خالی است.
•شهبازی، کارشناس شبکه۲ سیما در (فروردین ۱۴۰۵) پیشبینی میکنند:
قیمت نفت را با بستن هرمز و ... به حدود دویست دلار میرسد. حشدالشّعبی میتواند ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در عراق را گروگان بگیرد و معامله کند.
•ایزدی، کارشناس دائمی صداوسیما محاسبه میکنند که:
در طول ۴ سال میتوانیم از تنگه هرمز ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد کسب کنیم که چند برابر فروش نفت ما در این مدت است.
گفتم: من که با شنیدن این خبرها و تحلیلها خیلی شاد شدم.حالا منظور تو از این همه نقل قول شادیبخش چیست؟
گفت: کو نفت 200 دلاری؟ و کدامیک از این پیشبینیهای توهُّمی آقایان تحقُّق یافته است؟
گویند مردی پارسا بود و در همسایگی او بازرگانی سکونت داشت که روغن گوسفند و شهد میفروخت و هر روز قدری از شهد و روغن خود را برای قوت و غذای زاهد میفرستاد. زاهد بخشی را میخورد و باقی را در سبویی ریخته و آن را در اتاقش آویزان میکرد. آخر سبو پر شد.
روزی در آن مینگریست و اندیشید که اگر شهد و روغن را به ده درم بفروشم و با پول آن پنج گوسفند بخرم، هر پنج بزایند و از نتایج ایشان گلّهها پیدا شود و من ثروتمند شوم. سپس زنی از خاندانی بزرگ بگیرم، او قطعاً پسری برایم میزاید، او را علم و ادب بیاموزم و اگر تمرّدی کرد بدین عصا او را ادب میکنم.
این فکر چنان در او قوی شد که ناگاه عصا را برداشت و از سر غفلت محکم بر سبوی آویخته زد. کوزه بشکست و همۀ شهد و روغنها بر سر و روی و لباسهای او ریخت و همۀ آرزوهایش نقش بر آب شد!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
#شفیعی_مطهر
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸
برای دستیابی به دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در
کانال گزینگویههای مطهر،لطفا روی لینک زیر کلیک فرمایید.
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر