شعار خالی،یا شعور عالی؟!
یکی از ویژگیهای جوامع توسعهنیافته تکیه بر "تحریک احساسات " به جای "
برانگیختن عقلانیت" یا "قشرینگری" به جای "ژرفنگری" و خالیشدن شعارها
از شعور ، فهم ، اندیشه ، تفکّر و تدبّر است .
پیام محوری حماسۀ کربلا و انقلاب عاشورا دفاع از عزّت ، شرافت ، حرّیّت و
کرامت انسان بود . اما قشرینگری و تکیه بر عواطف و احساسات از حماسۀ
افتخارآمیز عاشورا ،فاجعهای تاسُّفانگیز آفرید که گویی عمدۀ دعوا سر آب و
تشنگی بوده است !!
استاد مطهری این چالش تاسُّفآور تاریخی را "تبدیل حرکت به بنیاد " مینامد .
ایشان میگوید :
"...گاهی یک جریان موجخیز و حرکتزای اجتماعی روح خود را از دست میدهد
و از آن جز یک سلسله آداب و تشریفات بیاثر باقی نمیماند .
امیرالمومنین (ع) فرمود :
اسلام به دست امویها مانند ظرفی كه وارونه شود و محتوایش بیرون بریزد و جز
خود ظرف باقی نماند، وارونه میشود و از محتوای خود خالی میشود :
"یکفَا الاِسلام کَما یکفَا الاِناء " و ما با شما همراهی کرده نام این پدیدۀ اجتماعی
را "تبدیل حرکت به بنیاد " مینهیم .
با ذکر یک مثال توضیح میدهم :
عزاداری سنّتی امروز امام حسین (ع) تبدیل حرکت به بنیاد است .
این عزاداری که به حق دربارهاش گفتهشده :
"مَن بَکی اَو اَبکی اَو تَباکی وَجَبَت لَهُ الجَنَّه "
که حتّی برای تباکی (خود را شبیه گریهکن ساختن) هم ارزش فراوان قائل شده ،
در اصل فلسفهاش تهییج احساسات علیه یزیدها و ابن زیادها و به سود حسینها
و حسینیها بودهاست . در شرایطی که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور
دارد و سمبل راه و روش اجتماعی معیّن و نفیکننده راه و روش موجود معیّن دیگری است،
یک قطره اشک برایش ریختن واقعاً نوعی سربازی است . در شرایط خشن یزیدی در
حزب حسینیها شرکتکردن و تظاهر به گریهکردن بر شهدا نوعی اعلام وابسته بودن
به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقیقت نوعی از خودگذشتگی است.
اینجا است که عزاداری حسینبنعلی (ع) یک حرکت است، یک موج است، یک مبارزۀ
اجتماعی است . اما تدریجاً روح و فلسفه این دستور فراموش میشود و محتوای این
ظرف بیرون میریزد و مسئله شکل یک عادت به خود میگیرد که مردمی دور هم
جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند، بدون این که نمایانگر یک جهتگیری
خاصِّ اجتماعی باشد و بدون آن که از نظر اجتماعی عمل معنیداری به شمار رود ،
فقط برای کسب ثواب (که البتّه دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود )، مراسمی مجرّد
از وظایف اجتماعی و بیرابطه با حسینهای زمان و بیرابطه با یزیدها و عبیداللههای
زمان بپا دارند . اینجاست که حرکت تبدیل به بنیاد یعنی عادت شده و محتوای ظرف
بیرون ریخته و ظزف خالی باقی مانده است .
در چنین مراسمی است که اگر شخص یزیدبنمعاویه هم سر از گور به در آورد،
حاضر است که شرکت کند ، بلکه بزرگترین مراسم را بپا دارد .
در چنین مراسم است که نه تنها "تباکی " اثر ندارد ، اگر یک من اشک هم نثار کنیم،
به جایی بر نمیخورد !!! (نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر- صص ۸۰-۷۹ )
امام حسین (ع) در منزلگاه "بیضه"در برابر لشکریان خود و سپاه "حُرّ" یک سخنرانی
تاریخی ایراد کردند. ایشان فرمودند :
"...ایُّهاالنّاس اِنَّ رَسول الله (ص) قالَ :مَن رَای سُلطاناً جائِراً...
ای مردم !رسول خدا (ص) فرمود :
هرکس حاکم بیدادگری را ببیند که حرمتهای خدا را حلال میشمارد و عهد و پیمان
پروردگار را میشکند و از سنّت رسول خدا منحرف میگردد و در میان بندگان خدا به
گناه و ستم عمل میکند ، پس با عمل و گفتار خود او را باز ندارد و روش ناپسند
و سرزنش آمیز او را تغییر ندهد، بر خدا لازم است که این شخص ساکت را با آن حاکم
ظالم به یک جا(جهنّم) ببرد .
(وَاتّقوا فِتنَه لاتُصیبَنَّ الَذینَ ظَلَموا مِنکُم خاصَّه وَاعلَموا اَنَّ الله شَدیدُ العِقاب ).
(سوره انفال.آیه ۲۵ ).
بدانید که این بیدادگران راه شیطان را در پیش گرفتهاند و فرمان او را میبرند و از
اطاعت خدای روی گردانیده دست به تبهکاری گشودهاند ، حدود الهی را تعطیل کرده
و مال خدا را به خود و یاران خود اختصاص دادهاند. حرام خدا را حلال و حلال او را حرام
کردهاند و اکنون بیش از همه کس من وظیفه دارم (چون آگاهتر هستم) که این
بدعتها را تغییر دهم و دست ستمکاران را کوتاه نمایم .
نوشتهها و فرستادگان شما رسید که از بیعت و پایداری شما در راه حق حکایت میکرد.
اکنون اگر بیعت خود را به پایان برید و از آنچه نوشتهاید که دست از یاری من برندارید
برنگردید، به خوشبختی و سعادت خواهید رسید .
من حسین فرزند علی و فاطمه دختر رسول خدا هستم . خود با شما در راه جانبازی
همراهم و زنان و فرزندانم نیز با زنان و فرزندان شمایند و شما را شایسته است که از
من پیروی کنید . و اگر کوتاهی کرده و پیمان خود را برهم زدید و بیعت مرا از گردنهای
خود فرونهادید، به جانم قسم که از شما مردم بعید نیست ، چه این که همین کار را
با پدرم علی و برادرم حسن و پسرعمویم مسلمبنعقیل کردید و فریبخورده آن
کسی است که به وعدههای شما مغرور گردد. ولی بدانید که بهرۀ سعادت خود را
از دست دادید و نصیب خوشبختی خود را ضایع نمودید و آن کسی که پیمان را بشکند
به زیان خود اقدام کرده و به زودی خدا مرا از شما بینیاز خواهد ساخت والسلام..."
عزيزان من ! ارادتمندان خاندان عزّت و كرامت و اهل بيت عصمت و طهارت!
عاشورا نهضتی است ماندگار ُ نه در صفحهای از صحیفۀ تاریخ و نه در نقطهای در جغرافیا،
بلكه نهضتي است كه در هر زمان و زمين در رگهاي روزگار جاري است و همه
انسانهاي تحت ستم و اسير سُلطۀ خودكامگي را به قيام فراميخواند.
اين نهضت پاياست ، چون پيوسته پوياست!
بيانم را با با ابياتي از نصرالله مرداني حُسن ختام ميبخشم و شما را به خدا ميسپارم.
آب،شرمندۀ ایثار علمدار تو شد
که چرا تشنه از او این همه بیباک گذشت
بود لب تشنۀ لبهای تو صد رود فرات
رود بیتاب،کنار تو عطشناک گذشت
بر تو بستند اگر آب،سواران سراب
دشت دریا شد و آب از سر افلاک گذشت
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر