دلدیدنیهای شهر سرب و سراب
در نگاه آیینهداران آب و آفتاب
فرگردهای «دلدیدنیهای شهر سرب و سراب» سالهاست که به صورت مستمر بر حسب زمانِ« زایش از این قلم» و «تراوش از سبوی کتمِ عدم» به مرور در فضای مجازی منتشر میشد. در این مدت این سیاهمشقها از سوی صدها نفر از مخاطبان صاحبنظر و فرزانگان پژوهشگر مورد نقد و نظر قرار گرفت. بسیاری از عزیزان فرهیخته با تشویقها و ترغیبهای خود مرا به ادامه نگارش این سبک فراخوندند و نیز بسیاری از فضلای فکور خواهان چاپ و انتشار این مجموعه به صورت کتابی مدوّن شدند.
اکنون که با لطف الهی توفیق انتشار نخستین جلد از این مجموعه حاصل شده ، بر آن شدم تا ضمن ارائه نقد و نظر برخی از استادان ،نظریات بعضی از استادان فرزانه و فرهیختگان اهل ادب را نیز خدمت مخاطبان ارجمند عرضه بدارم.
نقد و نظر چند تن از استادان ذیلا تقدیم می شود.
**************************
فرگرد : فصل،بخشی از کتاب
کَتم : پنهان کردن،پنهان داشتن امری یا چیزی
*******************************************
سرکار خانم مرجان خلج زاده
صاحب نظر و پژوهشگر از کانادا
بنده به عنوان یک مخاطب عام،که برای اولین بار آشناییم با قلم نویسنده ،با« دل دیدنی های شهر سرب و سراب» در فضای مجازی تلگرام بوده،نقطه نظرات خود را در قالب چند موضوع مجزا بیان و مطرح می کنم.
برخی از هنرمندان در هر شاخه ای از هنر،قادر به خلق آثاری هستند که پیامشان به وضوح به مخاطب منتقل نمی شود و مخاطب برای درک و فهم هدف و منظورشان،دچار چالش تفکر و نتیجه گیری می شود . ممکن است مخاطبان با پیش فرض های ذهنی خودشان ،برداشت هایی متفاوت داشته باشند.
دلدیدنیها،دل نوشتههایی است که تلفیقی از هنر مبهم و ادبیات نسبتا کهن در هم آمیخته شده و فکر خواننده را در فضایی دلپذیر و آرام ،به چالش می کشاند. در این فضا نویسنده تنها نیست و ذهن پویای مخاطب، نویسنده را تا مرحله نهایی و رسیدن به نتیجه ،ردیابی و همراهی می کند.
موضوعات و مفاهیم منتخب در دلدیدنیها بسیار بحثانگیز و مفصّلاند؛ اما نویسنده بدون ورود به فضای بحث ،بسیار هنرمندانه،به هر یک از موضوعات گریزی می زند و به چکیده ای از بحث بسنده می کند. نویسنده،معمولا متن را با نتیجه گیری نسبتا آزاد از طرف مخاطب به پایان می رساند.
بنا بر دلایلی، سرانه مطالعه در ایران بسیار پایین است و اغلب ،کسانی که اشتیاق زیادی به مطالعه ندارند،مایل به پیگیری و مطالعه موضوعات سنگین و بحث انگیز نیستند. مختصر و مفید بودن دل دیدنی ها و تنوع بسیار زیاد موضوعاتش بر بی حوصلگی تعدادی از این دست مخاطبان غلبه کرده و آن ها را در ادامه دادن مطالعه یاری می کند.
دل دیدنی ها ، سیاهی ها و سفیدی ها،خوبی ها و بدی ها ،رذایل و فضایل را در محکمه ای می نشاند که در این دادگاه عدالت خواهی،وجدان هوشیار نویسنده در قالب کلمه« من» بر مسند شهادت می نشیند و مخاطبان، نظاره گرانی هستند که در پایان این محکمه ،بر مسند قضاوت و نتیجه گیری قرار می گیرند و در ذهنشان ،طعم شیرین پیروزی نهایی حق بر باطل را می چشند.
در نگارش دل دیدنی ها نویسنده از کلماتی نمادین و پارسی که در زبان محاوره به ندرت و یا اصلا استفاده نمی شوند،بهره می برد. این کلمات کلیدی ،بخشی از بار مفهوم و معنای متن را به دوش می کشند و از طرفی کلماتی زیبا و نسبتا قدیمی اند که زینت بخش کلام نویسنده می شوند و اما دور از ذهن بودن این کلمات،حس کنجکاوی مخاطب را،برای درک مطلب پویا کرده و مخاطب را به چالش تفکر می کشاند!!! و البته ناگفته نماند که زنده نمودن این کلمات،ارزش فرهنگی بسیار زیادی دارد!!!
درتدوین دل دیدنی ها،نویسنده فاصله مناسبی را برای عبارات و حتی کلمات خاص و کلیدی منظور می نماید که این نظم و زیبایی در چیدمان،دیده مخاطب را همراهی کرده و به دنبال خود می کشد. رعایت چیدمان ظاهری در هنگام چاپ و تدوینی مطابق با سلیقه نویسنده و قراردادن هر موضوع در یک صفحه و البته مزین به طرح ها و حاشیه های زیبا،می تواند این کتاب را به عنوان هدیه ای با ارزش،مثل یک کتاب شعر و یادگاری ماندگار مطرح کند و در فروش کتاب بسیار موثر واقع شود.
نگارشگر مجموعه «دل دیدنی های شهر سرب و سراب» آغازگر سیکی نوین و روشی نمادین در ادبیات فارسی است. بدیهی است هر پدیده نوین تا بخواهد در پازل ادبی و هنری گفتمان جایگاه ویژه و اصلی خود را بیابد ،مدتی زمان می برد.سبک ادبی این مجموعه هم شعر است و هم نثر؛ زیرا به گونه ای دربردارنده ویژگی های هر دو است.
اگر ادیبانی فرزانه به ذکر واژه نمادین « من » در آغازین کلام نقدهایی دارند و تکرار آن را ملال آور می پندارند، باید به این نکته بیندیشند که در تاریخ نگارش ادبیات پارسی برای نخستین بار اندیشمندی در تبیین فلسفه هستی خامه به کف نهاده و خیمه جزم اندیشی را برچیده و در بیان هر گزاره و ترسیم هر نگاره بر بیان نگاه انحصاری خود تصریح می کند و از صدور حکم کلی و پوشانیدن لباس جزم اندیشی بر نظریات شخصی پرهیز می ورزد.
همه به یاد داریم آن گاه که زنده یاد علی اسفندیاری (نیمایوشیج) پدر شعر نو سبک نوین خود را در سرودن «شعر نو» آغاز کرد، از سوی بسیاری از طرفداران ادبیات کلاسیک مورد هجمه هایی تند قرار گرفت ،به گونه ای که سروده های ایشان را در چهارچوب «شعر» ارزیابی نمی کردند؛ اما به مرور این سبک جایگاه شایسته خود را یافت و امروزه شاهدیم که بخشی وسیعی از سروده های زیبای عصر ما را «شعر نو» و «شعر سپید» تشکیل می دهد.
بنابراین من آغاز این گونه نگارش در تاریخ ادبیات را به فال نیک می گیرم و امیدوارم مورد تاسی دیگر سرایندگان و نویسندگان پارسی زبان قرار گیرد و در دنیای اندیشه و فرهنگ شاهد آثاری نو با پرهیز از جزم اندیشی و دُگم نگارشی باشیم.
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر