خانم دکتر مونا شفیعی مطهر
متخصّص داخلی مغز و اعصاب
یکی از «نشان های برجسته»برای «انسان های وارسته»،
در «عرصۀ گفتگو» و «عرضۀ آرزو»،
این است که هیچ گاه «یقین» ندارند و «تلقین» نمی کنند ،
که تنها آنان «بر حق» و دیگران،«احمق»اند.
من به عنوان دختر استاد شفیعی مطهر و فرزند سوم خانواده چند سطری از خصوصیات بارز پدرم را خدمتتان عرض می کنم و شخصیت پدر را یکی از مصادیق سخنی از خود ایشان می دانم که در صدر سخن آوردم. امیدوارم توانسته باشم حقِّ مطلب رو ادا کرده باشم.
۱-در واقع ما فرزندان خانواده شیوه زندگی را در ترکیبی از رفتار و گفتار ایشان آموختیم .
مواقعی از زندگی که لازم بود ایشان با گفتارشان به روشنگری ما و همنسلان ما می پرداختند و در مواقعی نیز بدون این که به طور مستقیم هدف ایشان آموختن رفتاری به ما باشد، صرفاً با شیوه رفتار خودشان در چالش های مختلف زندگی عملاً سبک زندگی سالم را به ما می آموختند و ما ناخوداگاه این نحوه رفتار را الگوی خویش قرار می دادیم.
از آنجایی که والدین هر فردی در نهایت الگوی واقعی فرزندانشان می شوند چه بهتر که بهترین الگو برایشان باشند.
در حال حاضر که خودم نقش مادر را ایفا می کنم بیش از پیش به میزان تاثیر الگوی رفتاری ایشان در رویارویی با چالش های زندگی خودم پی می برم.
۲-یکی از مهم ترین خصوصیات ایشان این است که هرگز توصیه به هیچ ارزش اخلاقی نمی کنند که خودشان به آن عمل نکنند و قبح این عمل هرگز در خانواده ما شکسته نشده است.
حتّی در مواردی به نظر کم اهمّیّت اگر پدر قولی بدهند یا توصیه ای بکنند ، انجام آن قول و عمل به آن توصیه، از اوجب واجبات قرار می گیرد و این از خصوصیّات شخصیّتی همه افراد خانواده شده است.
و از آنجایی که به طور عملی ما درس زندگی را بیشتر از رفتار ایشان آموختیم تا این که به طور مستقیم نکته ای را گوشزد کنند، عملاً خودشان هرگز نمی شود توصیه اخلاقی داشته باشند که شخصاً بدان عمل نکنند.
۳-از مهم ترین صفات ایشان صداقت است.
بی ریایی،مهربانی،اعتقادات قلبی عمیق،کمک به مستمندان و انجام امور خیریّه،عزّت نفس،حفظ حرمت انسانی ،یک رنگی،وفای به عهد،ایستادگی در برابر زور و ستم و دوری از هر گونه کبر و غرور از سایر ویژگی های شخصیّتی ایشان است که ان شالله با انتقال این ویژگی ها به نسل بعد همگی از باقیات و صالحات ایشان باشد.
هر یک از این ویژگی ها طی سالیان سال از طریق رفتار و گفتار ایشان به فررندانشان منتقل شده و واقعاً ما فرزندان کوشیده ایم عزّت نفس و حفظ حرمت و کرامت انسان ها و سایر ویژگی های رفتاری ایشان را در امور مختلف زندگی سرلوحه امورمان قرار دهیم.
۴-یکی از خاطرات دوران کودکی که به یاد دارم این بود که وقتی پدرم ریاست آموزش و پرورش را عهده دار بودند، من هنوز دختر خردسالی بودم و همراه ایشان بعضی روزها به محل کارشان می رفتم.
آن زمان نامه هایی را که به دفتر کارشان برای امضای ریاست می آوردند پدرم بعد از بررسی امضا می کردند . امضای ایشان شبیه دایره بود!
من چون خردسال بودم متوجّه شیوه کار نمی شدم . روزی به پدر گفتم:
اگر کار شما فقط این است که در این برگه ها دور اسمتان دایره بکشید، من این کار را انجام می دهم ،شما به کارهای دیگرتان برسید!
بعدها پدرم در هر جمعی از گفته من به عنوان عبرت گرفتن یاد می کردند و همه جا می گفتند که در واقع این حرف باید تلنگری باشد که بدانیم هیچ وقت در محل کارمان نقش یک فرد بیهوده نداشته باشیم و واقعاً مثمر ثمر باشیم!
این جملات ایشان در ذهن ما حک شد که در هر موقعیّتی در اجتماع باید برای جامعه مان فردی مفید باشیم .
در نهایت امیدوارم که ما نیز فرزندان صالحی برای ایشان باشیم و خود نیز به عنوان مادر و پدر بتوانیم از الگوهای رفتاری و گفتاری ایشان به فرزندانمان منتقل کنیم و با کسب روزی حلال که از توصیه های مداوم ایشان به همه فرزندانش هست، توانسته باشیم باعث سربلندی شان شده باشیم.
در آخر آرزوی سلامتی و سربلندی برای پدرم و تمام دلسوزان این مرز و بوم دارم.
سخنم را با این دوبیتی پدر حُسن ختام می بخشم و خودشان را بهترین مخاطب این شعر می دانم:
شمع یادت در دل من روشن است
شعلۀ عشق تو در هر ذرّۀ تن روشن است
آسمان بی کران و پهندشت این زمین
چلچراغ کهکشان از جانِ روشن، روشن است
مونا شفیعی مطهر
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر