فریادهمه انسان ها از... دنیایی وحشتناک
(۵)
و اینک ...ای خدا !!
این توده خاک هراس آلود و پرغوغا
و انسان های ره گم کرده در وادی مسلک ها
بشر از وحشت بیداد و ظلم و فتنه می لرزد
و اندر آتش تبعیض و جنگ و فقر می سوزد
و ظلمت پهنه گیتی به کام خود فرو برده
فساد و فتنه ها بیدار و...
عدل و دادها مرده !!
کبوترهای صلح و دوستی بر خاک می غلتند
و چنگال عقاب خشمگین جنگ خونین است
پر و بال فرشته کنده و ...
چنگال دژخیمان
گلوی بی پناهان می فشارد...
قلب انسان می درد از هم
" عدالت " رفته...
" پاکی " مرده....
" آزادی " فنا گشته
و در زندان دژخیمان استعمار گر
بازوی انسان های روشنفکر و آزاده
به زیر چنگ زنجیر ستم آغشته بر خون است !
تمام مشت های آهنینی که...
ز "خشم توده " بر می خاست
کنون نیرنگ دشمن بر سر ما توده می کوبد!!
بناهای خیال انگیز و رویایی مکتب ها
و کاخ " ایسم " های شرق و غربی را
نسیمی یک به یک کوبید برهم پایه هایش را
چه مذبوحانه رسوا شد...
همه " فریادهای خشم"
که کر می کرد گوش خلق را و...
نغمه سر می داد :
" آزادی !!"
" عدالت !!"
چه رویاهای شیرینی!!
چه افسون های زیبایی!!
..............................
شب است و......
آسمان تاریک و ....
خورشید جهان افروز ما
اندر ورای ابر غیبت ...
در نهانگاه زمان است و....
جهان در انتظار موکب پیروز مند اوست
و انسان های ره گم کرده تنهای بی رهبر
به هر وادی به گرد " شمع لرزانی!"
تجمع کرده اند و ...
شعله اش خورشید پندارند
و من.....
و من افسرده و بشکسته دل مشتاق دیدارم
و اندر انتظار رهبر آزاده و فریادرس
" مردانه می جنگم!!"
برای حق خود....
در راه حق....
پیوسته می جنگم
چه ...
من طاقت نیارم لحظه ای " زور " و " تعدی " را
و ننگ و ذلت و تسلیم و ناپاکی و خواری را
خدایا !!
ناله ام اندر گلو بشکسته.....
فریادم فرو مرده
چراغ آرزوها رو به خاموشی گراییده
لبم از سوزش طوفان محنت ها فرو خشکید
نگاهم در بیابان های تاریک زمان ها ماند
تمام چشمه های آرزو خشکید !
همه امید هایم مرد !!
دگر اشکی برای ریختن نیست
دگر قلبی برای سوختن نیست
فقط" پیکار " تنها چاره درد است
و من با این امید و عشق می جنگم
که : " او "
در اوج طوفان های خشم توده مظلوم می آید
و اینک....
و اینک آه انسان ها به هم آمیخته فریاد می گردد
و در قلب زمان ها این ندا در گوش می پیچد :
خدا یا!!رهبر ما کو ؟
رهایی بخش انسان های در زنجیر و غل ها کو ؟
عدالت گستر و روشنگر دل ها و جان ها کو ؟
( سید علی رضا شفیعی مطهر-کاشان-15/3/1350 )
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر