پدر،به مثابه اُلگو
دکتر سیدمیثم شفیعی مطهر
متخصّص رادیولوژی
به نام خدای بخشنده و مهربان
پدرجان بخوان حرف فرزند خویش
عزیز و گرامی و دلبند خویش
تویی مایهٔ بود و پیدایشم
کنارت به ناز و به آسایشم
پدر تکیهگاه وجود منی
تو سرمایهٔ هست و بود منی
تو پرورده ای جسم و جان مرا
تو بخشیده ای جان،جهان مرا
فکر کردن بـه پدر همچون احساس گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی اسـت.
پدر! همسفر مهربان روزهای كودکیام! چـه عاشقانه در كنار تـو بزرگ شدم.
ﭘــﺪﺭ است که ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺟﺎیی ﻧﺪﺍﺭد ﻭ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺯﻳﺮ ﭘﺎﻳش ﻧﻴﺴﺖ.
بی ﻣِﻨَﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻏﺮیبگی ﻫﺎﻳش می ﮔﺬﺭد ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﺑﺎﺷد ...
ﻭ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳش ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ می ﮐﻨد...
خدایا بالاتر از بهشتت چه داری؟
برای زیر پای پدرم می خواهم ...
از من خواسته شد که به عنوان یک فرزند، درباره ویژگی های اخلاقی و منش پدرم چند کلمه ای بنویسم.
من عادت به نوشتن متون طولانی و شعارزده ندارم و فکر می کنم حرفی که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
از وقتی خود را شناختم، پدرم برایم یک الگو و استاد بود و آرزویم آن بود که پایم را جای پای او بگذارم.
در مشکلات همیشه پشتیبان و یاور من است و حتّی در حال حاضر که بیش از چهل سال سن دارم و خود پدر دو فرزند هستم ، همیشه در برخورد با مشکلات به پشتیبانی معنوی ایشان دلگرم هستم.
مهم ترین درسی که در زندگی به من دادند، قناعت بود .ایشان همیشه به ما یاد دادند که به جز خدا چشمداشتی به هیچ منبعی نداشته باشیم و دستمان به زانوی خودمان باشد.
بارها با ذکر خاطرات دوران کودکیشان و سختی هایی که برای تحصیل طی کرده بودند، به ما یادآوری کردند که می توان بدون توسّل به این و آن و فقط با توکّل به خدا و تلاش شخصی به همه چیز رسید.
این نکته را نه فقط در حرف بلکه در عمل به ما نشان دادند و ما بارها در طیِّ زندگی دیدیم برای آن که از مسیر اصول اخلاقی و اعتقادی خارج نشوند ، چه هزینه های سنگینی پرداختند و چه مناصب و امتیازات مادی را از دست دادند ،ولی خم به ابرو نیاوردند و در عمل ، قناعت و مناعت طبع را به ما یاد دادند.
باور به قدرت خدا باعث شده است که در برخورد با ناملایمات زندگی و سختی ها، شجاعت زیادی داشته باشند و ترسی به دل راه ندهند.
به کرامت انسان اعتقاد زیادی دارند و حاضر نیستند برای رسیدن به هیچ خواسته ای کرامت خود را زیر پا بگذارند و متقابلاً به حفظ کرامت طرف مقابل و اطرافیان و زیر دستان نیز اهمّیّت می دهند.
به نظم در زندگی روزانه و عدم اتلاف وقت بسیار پایبند هستند و دقّت خاصی برای از دست ندادن زمان دارند و این موضوع را در کلام و عمل به ما نشان داده اند و از هر فرصتی برای خواندن یا نوشتن بهره می برند.
به خواست خدا، من و سایر فرزندان ایشان از نظر طیِ مدارج دانشگاهی و تحصیلات تکمیلی،همه موفّق بودیم و بسیاری از دوستان و بستگان تصوّر می کردند از آنجا که ایشان خود یک معلّم و فرهنگی بودند ، حتماً نظارت و سخت گیری شدیدی بر نحوۀ مطالعه و تحصیلات ما داشته اند ولی واقعاً ایشان اعتقادی به سختگیری یا اجبار در آموزش فرزندان یا نمره گرایی و مدرک گرایی نداشتند.به یاد دارم که در زمان تحصیل و در انتخاب رشته دانشگاهی، برعکس بسیاری از والدین که به هر قیمتی بر دکتر یا مهندس شدن فرزندان اصرار دارند، همۀ ما را در انتخاب رشته کاملاً آزاد گذاشتند و از ما می خواستند، تعادل در زندگی را حفظ کنیم و در هر شغل و رشته ای که مشغول می شویم، به فکر خدمت به مردم و به ویژه محرومین باشیم.
امیدوارم من هم بتوانم این اصول را به نسل بعد منتقل کنم.
برای ایشان و همه پدران و مادران دلسوز و مهربان ، طول عمر و سلامتی آرزومندم.
پدرجان! واپسین حرف دلم را با شما از زبان خودتان در این دوبیتی باز می گویم و بدین وسیله سخنم را حسن ختام می بخشم.
شمع یادت در دل من روشن است
شعلۀ عشق تو در هر ذرّۀ تن روشن است
آسمان بی کران و پهندشت این زمین
چلچراغ کهکشان از جانِ روشن، روشن است
سید میثم شفیعی مطهر
مهرماه ۱۳۹۹
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر