یاری صدیق و توانمند و آزاده
جناب آقای دکتر سید کاظم اکرمی
وزیر پیشین آموزش و پرورش
سخن را با سپاس به درگاه خدای تبارک و تعالی آغاز می کنم که به من توفیق آشنایی با افراد دیندار و اندیشمند و حق پرست و آزاده ای داد که اگر در آن شرایط سخت جنگ، مرا در اداره وزارت آموزش و پرورش یاری نمی کردند،انجام وظیفه برایم واقعاً مشکل بود.
شُکر کن غرّه مشو بینی مکن
گوش دار و هیچ خودبینی مکن
(مولانا)
یکی از این یاران صدیق و توانمند و آزاده جناب آقای سید علی رضا شفیعی مطهر است. آشنایی بنده با ایشان به سال ۶۴ برمیگردد که از سوی مدیر کل محترم آموزش و پرورش آن روز استان اصفهان جناب آقای دکتر سید نعمت الله ابطحی- که مدت ها معاون هماهنگی وزارت آموزش و پرورش بود و خدای سلامتش بدارد،- مسئولیت اداره آموزش و پرورش شهر گلپایگان به ایشان واگذار شده بود. چهار ماه پس از آغاز مسئولیت آقای شفیعی مطهر در گلپایگان وقتی من به شایستگی های ایشان پی بردم، در بهمن ماه سال 64 مدیریت کل استان فارس را به ایشان پیشنهاد کردم. او در پاسخ گفت:
من حدود چهار ماه است که برنامه هایی را در شهرستان گلپایگان شروع کرده ام که هنور به نتیجه نرسیده است. اجازه فرمایید فعلاً در همین سمت در خدمت باشم.
من پاسخ ایشان را قانع کننده تشخیص دادم و موضوع گذشت.
همه آگاهان به مسائل آن روز کشور می دانند که یکی از مسایل چالشی آن دوران ،دخالت های بیجای برخی از نمایندگان مجلس در کار وزارتخانه ها به ویژه وزارت آموزش و پرورش بود. اینان می خواستند رئیس منطقه و مدیرکل با نظر آن ها انتخاب شود،تا با توجّه به تعداد قابل توجّه معلّمان هر شهر ،مدیر کل و رئیس منطقه در رای آوردن در انتخابات، به ایشان یاری رسانند .
نماینده آن روز گلپایگان از استقلال عمل آقای شفیعی مطهر گله داشت و بالاخره علیه ایشان شکایت کرد و بازرسی کل کشور را وارد ماجرا نمود. بازرسان پروندۀ بلند بالایی برای آقای شفیعی مطهر ساختند و بر اساس برخی آییننامهها و دستورالعملهای خودشان مُصِرّ به برکناری آقای شفیعی مطهر شدند.
بنده نامه بازرسی را جهت روشن شدن قضیّه به گلپایگان فرستادم تا پاسخهای ایشان را هم ملاحظه کنند. بعد از خواندن پاسخ نامه ایشان که حاکی از مظلومیّت این مرد درستکار بود،با قاطعیّت ایستادم و گفتم بنده رئیس آموزش و پرورش را برکنار نمیکنم.
نماینده گلپایگان،سوال را به کمیسیون رسیدگی به شکایات مجلس فرستاد. دو نفر از نمایندگان مجلس مامور رسیدگی به قضیه شدند و قرار شد از محل بازدید نمایند. پس از بررسی مسایل به این نتیجه رسیدند که آقای شفیعی مطهر مدیری توانمند است، اما بهتر است از گلپایگان به منطقه دیگری منتقل شود.
پس از گزارش نمایندگان روزی آقای شفیعی مطهر به وزارتخانه آمد و فرمود:
نمایندگان مرا تایید کردند اما میگویند بنده برای حل مشکل نماینده بهتر است از این شهر به جای دیگری حتی برای اداره کل یک استان بروم.
بنده از ایشان خواستم که مسئولیت اداره کل یکی از استان ها را بپذیرد و به آن جا برود .
فرمود: من اوّلاً معلّم استخدام شده ام،نه رئیس و مدیرکل! اگر مدیری شایسته هستم،در گلپایگان می مانم و به کارم ادامه می دهم و اگر توان مدیریت ندارم،برای تدریس به کلاس می روم. ثانیاً بهتر است در این برهه از زمان به سر و سامان دادن به وضعیت اداره آموزش و پرورش این شهر برسم و اصلاحاتی راه که شروع کردهام ادامه دهم.
بنده هم موافقت کردم و ایشان به گلپایگان برگشت.
اما کارهای تربیتی جالبی که در دوره مسئولیت وی در گلپایگان انجام شده است،یکی تقدیر از دانش آموزان نخبه و موفّق در روزهای نخست این مسئولیت است. ایشان معمولاً در مدارس و دبیرستان ها پای درددل دانشآموزان مینشستند. روزی در یکی از مدارس دانش آموزان می گویند وقتی ما در امتحانات رتبه های بالا می آوریم ،هیچ کسی تقدیری از ما به عمل نمی آورد. آقای شفیعی مطهر پس از شنیدن این نکته پس از برگشتن به اداره طی بخشنامهای از مدارس در همه مقاطع می خواهد دانش آموزان رتبه های اول تا سوم هر کلاس را به اداره معرفی نمایند. در نتیجه پس از مدتی فهرست بلند بالایی به اداره می رسد .آقای احمدی مسئول روابط عمومی اداره موظف میشود برای همه دانش آموزان نخبه و موفّق لوح تقدیری به همراه یک جایزه شایسته و متناسب تهیه نماید.
آقای شفیعی مطهر از آن پس هر روز صبح به یکی از مدارس می رود و با همکاری آقای احمدی ضمن شرکت در برنامه صبحگاهی با تقدیر از دانش آموزان موفق لوح تقدیر و جوایز را به ایشان تقدیم می کند .این برنامه در تمام سه سالی که آقای شفیعی مطهر مسئول آموزش و پرورش گلپایگان بودند، انجام میشود. این برنامه علاوه بر ایجاد تحوّل در تلاش و تکاپوی دانش اموزان، اثری ماندگار در خاطر آنان به جای می گذارد که در سال های بعد هر کدام با آقای شفیعی مطهر برخوردی دارند، از آن ابتکار به عنوان خاطره ای جالب و به یاد ماندنی یاد می کنند.
آخرین نکته ای که در مورد برادر ارجمند آقای شفیعی مطهر باید بنویسم مربوط به کارهای علمی ایشان است. ایشان علاوه بر نگارش ده ها مقاله دربارۀ موضوعات مختلف ۲۰ عنوان کتاب را در ۳۱ جلد تالیف کردهاند.یکی از تالیفات جالب ایشان به نظر بنده کتابی دو جلدی تحت عنوان «آیا به از این نمی توان بود؟» است که در آن اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران را با سایر کشورهای جهان در آیینه آمار مورد بررسی قرار داده اند.این تلاش فرهنگی از خدمات علمی ایشان به مسئولان و مدیران کشور است . متاسّفانه شاید اندک افرادی از مسئولان اطّلاع دارند که ایران مردانی خدوم و بیادّعا چون استاد شفیعی مطهر دارد. اما نمیدانم چند درصد از مدیران و مسئولان کشور دلسوزانه دنبال این نوع کتاب ها می گردند که آن ها را بخوانند و فکری به حال وضع اسفبار جامعه بکنند.
بگذریم «قلم که به اینجا رسید،سر بشکست»!
بعضی از کارهای علمی وی عبارتند از:
۱ -خودباوری فرهنگی ۲ -مبانی و ضرورت مشارکت ۳ -خاطرات خانواده های شهدای فرهنگی ۴ -شورا، مشورت و مشارکت در دیدگاه امام علی علیه السلام ۵ -پیام های پیامبر 6- پرواز،قطره قص می گوید(پرتیراژترین کتاب سال کشور) 7- دل دیدنی های شهر سرب و سراب(5جلد) 8- بازنویسی همه قصه های کلیله و دمنه و...
خداوند به آقای شفیعی مطهر عمر طولانی با برکت بیشتر عطا فرماید.
سخن را با یک رباعی از ایشان حسن ختام می بخشم:
بی عشق نزی و ناکام نمیر
جز دربر گرم یار آرام مگیر
ازپنجره های روشن وپاک سحر
جزرنگ سپیدعشق رنگی نپذیر
سید کاظم اکرمی
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر