#طنزسیاهنمایی 445
دل کندن از قدرت
گفت: میز قدرت چه چسبندگی عجیبی دارد،که بعضی ها ده ها سال است نه
خودشان می توانند از آن دل بکنند و نه دیگران می توانند آنان را جابه جا کنند!
گفتم: سه چیز مستی می آورد: شهوت،ثروت و قدرت!
گفت: اگر انسان خود را تنزیه و تربیت بکند،می تواند خود را از هر سه این ها برهاند.
گفتم: به قول یکی از متفکّران : هيچ انساني آن قدر منزّه و خودساخته
نيست كه قدرت متمركز داشته باشد و فاسد نشود. قدرت مطلق ، فساد
مطلق مي آورد.
قرآن كريم مي فرمايد: اِنَّ الاِنسانَ لِيَطغي. اَن رَآهُ استَغني ( علق،۶ و ۷)
انسان اگر از نظارت ديگران احساس بي نيازي كند، سر به طغيان برمي دارد.
بهترين انسان ها چون در راس يك قدرت قرار گيرند كه در آن نقش نظارت نهادهاي
مردمي چون مجلس كم رنگ يا بي رنگ باشد، اين فرد و نظام قطعاً به فساد مي انجامد.
گفت: مسئولان ما «شیفتۀ خدمت اند،نه فریفتۀ قدرت!». این طفلکی ها تقصیر
ندارند!میزها چسبناک است و اینان را ول نمی کند!
گفتم: بله! آیا خودت چسبناکی میز قدرت را تجربه کردی؟
گفت: بله! من به عنوان کسی که در کلاس پنجم ابتدایی مبصر بودم.نمی دانی
چه لذّتی داشت وقتی معلّم سرِ کلاس نبود،من سرِ بچّه ها داد می کشیدم:
همه خبردار بنشینند! دست ها روی زانو! رو به تخته سیاه! هر کس صدایش
دربیاید،یا رویش را برگرداند،اسمش روی تخته می نویسم و وقتی آقامعلّم بیاید با
همین شلّاق تنبیه می شود!
گفتم: بچّه ها هم اطاعت می کردند؟
گفت: بله! چاره ای نداشتند! من جز همین لحظات اندک قدرتمندی!!ناگزیر همیشه
و همه جا باید تحقیر را تحمُّل می کردم!ولی افسوس! که قدرت هیچ وقت پایدار
نیست. سال تحصیلی که به پایان رسید،من ناگزیر کرسی قدرت را رها کردم! البتّه
هنوز هر وقت عقده های حقارت اذیّتم می کند،احساس غرور آن در مخیّلۀ من
هیجان می آفریند!
گفتم: پس قانع شدی که دل کندن از قدرت بسیار سخت است!
گفت: این دفعه دیگر تو #سیاهنمایی کردی!
شفیعی مطهر
لینک کوتاه :
https://www.eqtesaddan.ir/?p=111313
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر