کار،انضباط و بهرهوری / فرگرد سوم و پایانی
(به بهانۀ روز کارگر)
شفیعیمطهر
کارل مارکس در جاي ديگر مي نويسد:
«نيروي كار كل جامعه، كه متبلور در ارزش كل كالاهاي توليد شده توسط جامعه ميباشد،
علي رغم اين كه از واحدهاي بي شمار افراد به وجود مي آيد، در اينجا به عنوان تودۀ
همگن نيروي كار انسان تلقّي مي شود. هريك از واحدهاي مذكور تا آنجا كه از
مشخّصۀ ميانگين نيروي كار جامعه برخوردار است، چيزي شبيه ديگري است …
كار اجتماعي لازم كاري است كه در شرايط توليد معمولي، و با درجة متوسط مهارت
و شدّت كار رايج در عصر مورد نظر، براي توليد كالا لازم مي باشد
(كتاب سرمايه، ماركس،ج 1،ص54).
در يك جامعۀ اسلامي، «وجدان كار و انضباط اجتماعي» ايجاب مي كند كه:
1- شغل ها در چهارچوب ايدئولوژي مفيد بوده، به درستي انجام گيرد.
2- چون هر دسته از صاحبان مشاغل در يك طرح واحد اسلامي كار مي كنند،
لذا هريك به عنوان عضوي از يك بدن به حساب آمده، هر يك براي قوام ديگري كه
الزاماً قوام خود نيز خواهد بود، با جان و دل ميكوشند.
3- هر دسته و هر يك از صاحبان در كار خود بايد تخصّص داشته باشند.
به گونه اي كه ديگري كار وي را نتواند انجام دهد. آن گونه اي كه گوش در
اندامهاي بدن انسان نمي تواند كار چشم را نجام دهد و دست كار دهان را.
4- در تخصص يافتن و تقسيم كار بين گروههاي مختلف جامعه، دست نامرئي طبيعت-
آن گونه كه كلاسيك ها يا انديشمندان سيستم سرمايه داري آزاد معتقد هستند-
بايد دخالت داشته باشد. يعني مشاغل خود به خود توزيع نگردد، بلكه دولت اسلامي
با توجّه به مصالح جامعه به وسيله برنامه ريزي هاي مدبّرانه، نقش ارشادي را در
تقسيم كار جامعه ايفا كند.
علي (ع) درعهدنامۀ مالك اشتر ميفرمايد:
«و هريك از آن دستهها را بر حكمران حقي است به اندازهاي كه كار ايشان را به صلاح آورد…»
5-آثار انضباط اجتماعي اين گونه جلوهگر مي شود:
در صورتي تقسيم كار در يك جامعۀ فردپذير انجام مي پذيرد،كه بر اساس اين شرايط باشد:
الف: برنامه ريزي در مورد تقسيم كار توسط دولت انجام گيرد.
ب-حق و عدالت در تقسيم كار نقش اساسي ايفا كند.
برنامه ريزي دولت در مورد تقسيم كار بايد بهگونه اي باشد كه تعاليم قرآن و اسلام
و عدالت آن را تصويب كرده باشد، كليه كارها و مشاغل غير ضروري اسراف آميز،
غير انساني و مشاغلي كه استقلال و امنيّت و اخلاق جامعۀ اسلامي را به
خطر مي اندازد، ممنوع اعلام گردد.
مثلاً مشاغلي چون: مشروبفروشي، قمارخانه، دلّالي و واسطهگري، فالگيري،
رمّالي و دعانويسي، روسپيگري، رقّاصي، بورسبازي، زمينبازي و …
بايد ممنوع شده بهتدريج در جامعه برافتد.
در باب تقسيم كار توسّط دولت ، لازم به تذكّر است كه در حكومت تقسيم كار
اجتماعي نيست؛ بلكه با توجه به اين امر كه فرصت هاي برابردر اختيار كليه افراد
ميباشد و انجام كارهاي غير ضروري جامعه در چهارچوب مسائل مربوط به واجب كفايي
برعهدۀ كلّیۀ افراد است. دولت در برنامهريزي نيروي انساني تعداد افراد ماهر و متخصّص
را در زمينه هاي مختلف معين ميسازد، و با حفظ آزادي انتخاب، شغل افراد را با توجّه
به صلاحيّت و لياقتي كه دارند، در گزينش شغل ارشاد مي نمايد.
البتّه انجام امر فوق نبايد به مهره شدن افراد و «اُرگانيفيكاسيون» و«الينهسيون» بينجامد.
ارلگانيفيكاسيون عبارت است از تبديل يك فرد كه قابليّت انجام تمام اعمال و كارها را دارد،
به فردي كه فقط يك عمل را مي تواند انجام دهد.
يكي از انديشمندان خودي ميگويد:
«غربي ها هيچ ندارند جز نظم و انضباط، و ما همه چيز داريم جز نظم و انضباط،
و سبب همه برتري هاي غرب برما فقط همين نظم و انضباط است.»
گرچه سخن فوق اغراقآميز به نظر ميرسد،«اهميت عنصر نظم» را به خوبي بيان ميكند.
پذيرش نظم و انضباط نه تنها از آن جهت كه موجب پيشرفت غربي ها شده، بلكه چون
از ضروريات جامعۀ اسلامي و از متن اسلام است،- رمز پيروزي و موفّقيّت ما مي باشد.
حال اگر بناست اين عنصر را پس از آزمايش بپذيريم، غرب بهترين آزمايشگاه است.
مثلاً يكي از عوامل موفقيت جامعۀ ژاپن را انضباط اجتماعي و تعهد عموم در برابر
وجدان كار مي دانند. در ژاپن همه به طور ارگانيك يكديگر را قبول دارند.
شركتها همۀ ماليات خود را محاسبه و داوطلبانه مي پردازند. همه به همديگر
كمك مي كنند، لذا بدون كمك غرب پيش رفتند.
آن گاه ما ميتوانيم خود را جامعهاي منضبط و داراي وجدان كار بدانيم كه با همان
روحيّهاي كه خمس و زكات خود را ميپردازيم با همان روحيّه عوارض گوناگون و
ماليات خود را محاسبه و واريز كنيم. تخلّف از قوانين و مقرّرات، از جمله راهنمايي
و رانندگي را چون ساير منكرات مذهبي حرام و منكر بشماريم.
به اميد وصول به آن روز دعا و تلاشكنيم.
☘️🌺🍃🌸☘️🌺🍃🌸☘️🌺
لینک کوتاه :
https://www.eqtesaddan.ir/?p=124341
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر