قسمت چهارم
موانع نهادینه شدن فرهنگ گفت و گو
۲ - عدم تحمل عقیده و سلیقه مخالف
میزان رشد عقلی ، سطح مطالعات ، محيط زندگاني و نوع دريافت ها و آگاهي هاي انسان ها متفاوت ، متنوع و گوناگون است ؛ بنابراين نوع عقيده و سليقه اشخاص متناسب با رشد عقلي و مطالعات و محيط ايشان شكل مي گيرد. در روان شناسي تفاوت هاي فردي به رسميت شناخته شده است ؛ لذا اين تفاوت ها و تنوع ها در عرصه انديشه ، عقيده ، سليقه و افكار نيز گسترش مي يابد .
گفت و گو كننده بايد اين تفاوت ها را به رسميت بشناسد و ديگران را نيز مانند خود ذي حق بداند كه نسبت به عقيده و افكار خود حساسيت داشته باشند و با تمام قوا از حقانيت باورهاي خود دفاع كنند . هر كسي عقيده خود را درست مي داند و به تبع اين باور ، از درستي و استواري آن دفاع مي كند . اگر ما عقيده و باور كسي را نادرست مي دانيم ، بايد از تهاجم و يورش مستقيم به آن بپرهيزيم . با ابراز احترام به او و عقايد و باورهاي او ، موارد ضعف و انحرافي عقايدش را مستدل و منطقي به دور از تعصبات مذهبي و سياسي بيان كنيم.
در عرصه انديشه و تفكر بايد بدانيم شفافيت ، وضوح و بديهي بودن همه حقايق مانند بديهيات رياضي و منطق نيست . به ديگر سخن فهم همه حقايق و استدلال ها به شفافيت « دو ضرب در دو ، مساوي چهار » نیست . گاه در مناظره و گفت و گو احساس می کنیم طرف ما از پذیرش مطلبی که به نظر ما از بدیهیات است ، طفره مي رود . در چنين مواردي بايد احتمال بدهيم كه شايد عقيده شكل گرفته در ذهن ما مبتني بر صدها ساعت مطالعه از منابعي خاص و مشاهده ده ها مصداق باشد و طرف ما يا از اين مطالعه محروم بوده ، يا در رشته و جهت ديگري مطالعه كرده است .
بسياري از اختلافات عقيدتي را زمان حل مي كند . مهم اين است كه طرفين بحث به يكديگر اجازه تحقيق و مطالعه بدهند و فورا نظر ديگري را مردود و غلط اعلام نكنند .
ابو علي سينا مي گويد :
هر كسي عادت كرده حرف را بدون دليل قبول كند ، از لباس آدمي بيرون رفته است و نقطه مقابل آن كساني هستند كه هر چيزي را بدون دليل انكار مي كنند .
« کل ما قرع سمعک من العجایب الغرایب فذره فی بقعه الامکان ما لم یزدک عنه قائم الامکان البرهان »
« اگر چیز عجیبی شنیدی ، مادامي كه دليلي بر امكان يا عدم آن نداري ، رد نكن و قبول هم مكن ؛ بگو ممكن است چنين باشد . »
چه بسیار پیامبران الهی ، نوابغ و انديشمندان آينده نگر وقتي باورها و يافته هاي دهني خود را براي جامعه بيان مي كردند ، مورد تكفير و تفسيق عوام و حتي گاهي خواص ، قرار مي گرفتند ؛ اما سال ها گذشت تا عقايد آن نخبگان و نوابغ به باور عامه مردم منتقل شد. مردم عقايدي را پذيرفتند و به آن ايمان آوردند كه تا چند سال پيش آن ها را باطل و پوچ مي دانستند .
آيا گاليله را مجبور به توبه از كشف علمي نكردند؟ شهامت اين سينا در بيان پاره اي از آراي فلسفي كه به مذاق عده اي از افراد ظاهربين و خشك انديش خوشايند نيست ، سبب مي شود كه حتي عده اي كافرش بخوانند . چنان كه خود در اين رباعي اشارت دارد :
كفر چو مني گزاف و آسان نبود محكم تر از ايمان من ايمان نبود
در دهر چو من يكي و آن هم كافر؟ پس در همه دهر يك مسلمان نبود
نوابغ و انديشمندان و متفكران تيزهوش بر فراز قله هاي مخروط جامعه شناسي ، سال هاي آينده را مي نگرند و از باورهاي تازه اي دم مي زنند كه ظرفيت درك عامه مردم هنوز در آن حد گسترش نيافته است ؛ بنابراين مورد تكذيب و تكفير قرار مي گيرند .
دكتر شفيعي كدكني اين گونه انسان ها را چنين توصيف مي كند :
گه ملحد و گه دهري و كافر باشد گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد
بايد بچشد عذاب تنهايي را مردي كه ز عصر خود فراتر باشد
ادامه دارد....
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر