هر پگاه نو با یک نگاه نو
فرخنده زادروز امام علی (ع) و روز پدر مبارکباد
صدف کعبه لب گشود و اسوۀ یگانه،دردانۀ جاودانه
و حقیقت اَلَستی را به جهان هستی تقدیم کرد .
ای رهرو راستین ! و ای انسان پاکآیین!
اگر میخواهی سرو حقیقت را در بالندهترین قامت تماشا کنی ،
اگر دوست داری که خورشید فروزان بینش را
در درخشانترین فروزش به نظاره بنشینی ،
اگر میخواهی که آسمان فضیلت را در زیباترین تجلّی بنگری ،
اگر مشتاقی که کوه استقامت را در استوارترین سیمایش تماشاگر باشی ،
اگر آرزو داری جرعهای از زلال نابترین چشمهساران عرفان " کوثر " را بنوشی ،
اگر طالب تماشای تندیس قدسی و والاترین عروج انسی در رساترین صورت هستی ،
اگر میخواهی به حقیقت یاور غمدیدگان و مددکار ستمدیدگان باشی ،
...و اگر میخواهی معنی عدالت،مفهوم حرّیّت،تبلور فتوّت،تجسّم مروّت،
عصارۀ فضیلت و مقام والای خلیفهالّلهی را یک جا و همه و همه را
در بلندای قامت یک انسان بنگری :
علی را بنگر !!
در سیزدهم رجب ...
بزرگمردی پای بر گسترۀ زمین نهاد که غنچه دهانها را شکفتن
و جوانۀ زبانها را گفتن آموخت ،
قامت رسای بشریّت با قیامت خروشش از اسارت رَست
و سبزههای عدالت با سرود سبز باران کلامش رُست ،
چه بسیار دشمنانی که شناختندش و بر او تاختند
و چه بسا دوستانی که نشناختندش و او را ارزان باختند ،
بلاغت ، از زبانش حلاوت یافت و فصاحت از بيانش ملاحت گرفت ،
چه دردنامههايي كه تنها در سينۀ سياه شبهاي كوفه نگاشته شد
و چه نهالهاي نالههايي كه فقط در دل زلال چاههاي كوفه كاشته شد.
در سيزدهم رجب...
رادمردي از ملكوت اعلي پاي بر عرصۀ برهوت دنيا نهاد ،
تا تنهايي خدايگونگان را در گسترۀ تاريخ ، دردمندانه فرياد كند ،
با ستم بستيزد و رويِشِ بذر آفتاب را در دل يلداي جهالت بشارت دهد.
چه نوايي جز زمزمۀ دلانگيز فرشتگان،نالههايش را
در خلوت شبهاي نخلستان همنوايي كردند؟!
و چه چشماني جز برق ديدۀ اختران سپهر،ستارگان اشكش را به نظاره نشستند؟!
بيست و سه سال مكتب را از حلقوم شمشير فرياد كرد
و بيست و پنج سال براي حفظ وحدت در جهان اسلام سكوت كرد
و پنج سال براي استقرار عدالت در جامعۀ اسلامي
پنجه در پنجۀ قاسطين ، مارقين و ناكثين روزگار درافكند.
ولي افسوس كه ....
گُلِ عدالت با ولادتش شكُفت و با شهادتش بهخون خُفت!!
تنها قهرمانی که از این «کوی فانی» میرود،
ولی هرگز روی «سکّوی قهرمانی» نمیرود،
«پدر»، یعنی«برترین یاور» است.
پدر، «شمع فروزان» است در «جمعِ درسآموزان»،
ولی هیچ کس«خُمودی مُدام» و «نابودی گام به گامِ» او را نمیبیند؛
پدر،شاعری است که «سرودن»، «نمادِ بودن» اوست،
ولی ناگهان در «واپسین رود هستی»،«آخرین سرود سرمستی» را میسراید!
پدر ،قلمی است که ناگهان از «نوشتن» و «سرشتن»،
«بازمیمانَد» و «سرود پرواز میخواند»!
بیاییم پدر را تا چون «قلم ،الفبای زندگی را مینویسد»
و «دمادم دیبای ارزندگی را میریسد»،
او را «قدر بدانیم» و بر «صدر نشانیم»!
زیرا «فردا دیر» است و «فردها در تقدیر»!
فرخندهزادروز خجستۀ مولاي متّقيان امير مومنان علي (ع)
و روز بزرگداشت مقام پدر را
به همه رهروان صديق و پيروان شفيق آن پيشوا تبريك و تهنيت ميگويم.
ارواح طیّبۀ همۀ پدران پرکشیده بر آسمان و سرکشیده بر جنان، شاد
و نام و یادشان گرامی باد!
#شفیعی_مطهر
----------------------------------
خُمودی: خاموشی و سکوت،فرونشستن زبانۀ آتش
سرشتن:آفریدن،خلق کردن
ریسیدن: رِشتن،تابیدن
دیبا: پارچه ابریشمی رنگین
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر