
دل دیدنی های شهر سرب و سراب (۲)
خاطره تابناک در خاطر خاک!
من جوانانی را دیدم
که قاب هویت خویش را در پای تريبون هاي غوغاسالار گم کرده بودند ،
ولي در لابه لاي سي دي هاي رقص و موزيك غربي به دنبالش مي گشتند.
اینان خاطره تابناک سبز اصالت را در خاطر خاک تیره اسارت نهفتند
و بر بستر خاکستر خفت خفتند!
«زنجیر سیاست» با «حلقه های حماقت» !
من سياستمداري را ديدم
كه با الياف و تركه هاي« پوشال» ،
قصري از قصه و « آمال »
و كاخي از وعده ها و آرمان ها مي ساخت.
او« زر سياه» را مي فروخت
و «برف سپيد» مي خريد
و براي نسل هاي آينده !! بر بام حمام!! ذخيره مي كرد !
در سخنان عوامفریبانه با «حلقه های حماقت» ، «زنجیر سیاست» می بافت!
«دیبای دین» در دست «دلالان فرنشین»!
من بافندگاني را ديدم
كه با «تار خرفتي» و «پود خرافات» «می تافتند»
و براي دين سالاران ، ديباي دين« مي بافتند» .
....و در آن حال كتاب خردمدار و فراروزگار را ديدم
كه آيه آيه اش در حال« پژمردن» بود
و شاخه شاخه اش در حال« افسردن» ؛
بر بنيانش« مي باليد»، اما از انزوا «مي ناليد» !
----------------------------------
می تافتند: می تابیدند،تاب می دادند،می پیپچیدند
دیبا : پارچه ابریشمی رنگین
فرنشین : رئیس،فرمانروا
شفيعي مطهر
ادامه دارد....
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر