چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰ - 9:55 - سیدعلیرضاشفیعیمطهر -
دل دیدنی های شهر سرب و سراب(۵۰)
من خدا را تنها معشوقي ديدم كه عاشقانش به يكديگر حسادت نمي ورزيدند.
.gif)
من خوشبختي را ديدم. آن را نه يافتني ، كه ساختني يافتم.
.gif)
من سرنوشت خود را ديدم در حالي كه سر رشته آن در دست تصميم خودم بود.
.gif)
من آتش فرياد نادان را با آب سكوت خاموش كردم.
.gif)

من باران را ديدم كه بي دريغ مي باريد، فارغ از آن كه بداند يا بپرسد که پياله هاي خالي از آن كيست.
.gif)
من زندگي را چون جدولي ديدم كه هر كس در صدد حل آن بر آمد، جايزه اش مرگ بود.
ادامه دارد...
شفیعی مطهر
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر