یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ - 6:5 - سیدعلیرضاشفیعیمطهر -
دل دیدنی های شهر سرب و سراب(۱۰۰)

من گاه فريادي را بلندتر از سكوت ، و قوتي را ارزشمندتر از قنوت نديدم.
من براي نيل به اهداف روزگار و ميل به طواف كعبه يار ، دلي را به دريا زدم كه از آب مي هراسيد و از گرداب مي ترسيد. اما ژرفاي دريا را سرشار از صدف هاي صفا و مرواريدهاي معنا يافتم.

من تعامل بين نسل ها را نه تقابل ، كه عين تكامل ديدم.
من انسان های والا را ديدم كه دو دست داشتند؛ دستي به سوي عالم بالا و دست ديگر براي دستگيري از خلق خدا.
من تنگناهاي امروز را به گونه اي نديدم كه انسان را از پاي درآورد؛ بل كه چيزي كه همه را نگران مي كند، افسوس ديروز و هراس از فرداست.
ادامه دارد....
شفیعی مطهر
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر