دل ديدني هاي شهر سرب وسراب(198)

من كاكتوس ها را ديدم كه ظاهرا نمي ميرند، بلكه از درون مي گندند. تيغ هايشان نه نشانه حيات كه تنها علامت و عامل مباهات آنان است.......همان گونه كه سرنيزه نه نماد جاودانگي كه نشانه ديوانگي خودكامگان است.

من عشق هاي هوس زده را ديدم كه با لبخند آغاز و با بوسه شكوفا شد ؛ با گريه رشد كرد ...و سرانجام با ۱۱۰ پايان يافت!

من تيم هايی را همیشه برنده دیدم که بازيكنانش همواره منافع تيم را بر منافع خودشان مقدم مي شمارند.(با الهام از سخن جان ماكسول)
![]()
من زنانی را دیدم که خود را می آراستند، چون بر اين باور بودند که چشم مردان، تکامل یافته تر از مغز آنان است.
من قلب برخي از پسرها را مثل پارکینگی ديدم که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمی شود و اما قلب بعضي از دخترها را مانند فرودگاهی ديدم که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد.
.ادامه دارد..
...و اينك تحليل هاي سركار خانم باقري در ادامه مطلب...
من قلب زیبا و صورت زیبا را دیدم، ولي به قلب زيبا دل بستم؛
زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی ماند؛امـا آنچه خوب است همیشه زیباست
ز آرزوی سایه جان می باختند!
از گلیمی سایبان می ساختند!
شگفتا ، حقایق را رها می کنند و در جستجوی سایه ها زندگی خودرا سپری می کنند !!
یک زیبايی در آغاز فصل بهار ، آرایشی در چمن و مرغزار بوجود آورده و با تمام شدن فصل بهار همان زیبايی زود گذز بهاران ، جز سایه ی نارسای زیبايی مطلق چیزی نیست؟! برای کشف این مطلق ، کافی است که با نیت پاک و باعقل دور از آلودگی ها درون خودر روشن بسازیم و خودرا رو در روی خود قرار داده و انعکاس مطلق جویی را در آن مشاهده کنیم .
من مشکلات امروز را برای امروز کافی ديدم،بنابراين مشکلات فردا را به امروز نيفزودم.
اگر امروز نمی توانیم کاری شایسته برای زندگی پی ریزی نماییم .آینده ی مبهم معجزه ای برای آنان نخواهد آورد .
من گاه در زندگی ، موقعیت هایی را ديدم که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.
هزار نقش بر آرد زمانه و نبود
یکی چنان که در آیینه تصور ماست
در این موقع برای به دست آوردن عالی ترین وسیله ی ابقای زندگانی لذت بخش :
ناله می کن کای تو علام الغیوب
زیر سنگ مکر بد ما را مکوب
یا کریم العفو ستّار العیوب
انتقام از ما مکش اندر ذنوب
آیا فقط ناله کنیم ؟نه، بلکه باید وسائل بیشتر برای زندگی همه جانبه فراهم کنیم.
این است که می گوید : خداوندا ،اگر این موقعیت از راه جهالت برای من روی داده است
آنچه در کون است ز اشیاء آنچه است
وانما جان را به هر حالت که هست
من رواننژندها را دیدم که در آسمان ها، قصرها میسازند
روانپریشها در آنها زندگی میکنند و...
روانپزشکها میروند و از آن ها اجاره میگیرند!
به
اعتقاد اريش فروم ، تلاش براي سلامت عاطفي و بهبود ،گرايش يا استعدادي
فطري براي زندگاني بارور ، و براي هماهنگي و عشق ، درنهاد همه ي ما هست .
اگر به افراد فرصت داده شود ، اين گرايش فطري شكوفا خواهد شد ،و امكان
حداكثر استفاده از استعداد بالقوه را خواهد داد، اما تا زماني كه نيروهاي
اجتماعي در گرايش طبيعي براي كمال دخالت كنند ، نتيجه چيزي جز رفتار
نامعقول و روان نژندانه نيست . از اين رو جامعه هاي بيمار مردمان بيمار به
بار مي آورند.
(ص 61 روانشناسي كمال – الگوي شخصيت سالم – دكتر دوآن شولتس / گيتي خوشدل – نشر پيكان)
من
مردها را دیدم که به این امید با زن ازدواج می کنند که زن هیچ گاه تغییر
نکند و زن ها به این امید با مرد ازدواج می کنند که روزی مرد تغییر کند و
همواره هر دو ناامید می شوند. (با الهام از سخن آلبرت انیشتین)
جفت باید بر مثال همدگر
در دو جفت کفش و موزه در نگر
زن
واقعا" شریک زندگانی مرد است. مطابق آیات شریفه ی الهی مرد و زن دو صنف از
انسان هستند که مانند دو قطب مثبت و منفی در تکاپوی زندگانی هماهنگی دارند.
خداوند می فرماید: «یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم
شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم»
ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریده و شما را گروها وعشیره های گوناگون قرار دادیم تا با یکدیگر تفاهم کرده و در تکاپوی زندگی با همدیگر هماهنگ شوید و هیچ گروهی از اشخاص بر دیگری مزیت ندارد، بلکه شریف ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شما می باشد .
البته زن و مرد باید تغییر کنند، ولی در جهت هماهنگی با همدیگر در قوانین خداوند.
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر