سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ - 6:9 - سیدعلیرضاشفیعیمطهر -
دل ديدني هاي شهر سرب وسراب(247)
من مقصد کسي را که از مبدا می داند به کجا می رود، خیلی دور نديدم.
من شیطان را ديدم و چندان از او نترسيدم؛ زيرا شیطان بزرگترین گستاخیاش سر باز زدن از سجده بر من بود و من کوچکترین گستاخیام شک در بود و نبود خیلی چیزها.
من زلال ترین آیین گفت وگو را در پیوند کلامی خردسالانی دیدم ؛در حالی که بزرگسالان آنان هر یک در پشت نقاب هایی از ملاحظات ،شخصیت هایی کاذب را به نمایش می گذارند.
من چه بسیار نشنیدن ها ، نشناختن ها و نفهمیدن ها را ديدم كه به برخي از مردم، آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!
در نگاه اينان، بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ بايد نفهميد تا خوش زيست.
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
(با الهام از سخن دکترعلی شریعتی)
من گرسنگی فكر را، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر ديدم .
ادامه دارد...
شفيعي مطهر
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر