پنجشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۲ - 6:13 - سیدعلیرضاشفیعیمطهر -
دل دیدنی های شهر سرب و سراب (305)

من
چشمه ساری از مهر و مدارا و آبشاری از محبت و صفا را در کانون خشم و خشونت و
قله قساوت و سبعیت دیدم.آیا ما انسان ها نمی توانیم بر سینه سپهر چون مهر
بیفروزیم و به همه مهر بورزیم؟!

من اعتماد را براي انسان ها تنها شناسنامه اي ديدم كه المثني ندارد.
من حقيقت را آتشي ديدم كه انسان حق گريز و فرد حقيقت ستيز هر چه آن را بيشتر فرونشاند، او را بيشتر مي سوزاند.

من در بين همه شكستني ها كالايي گرانبارتر و بلوري بي زنگارتر از دل نديدم. ادامه دارد...
شفیعی مطهر
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر