
من انسان هاي بزرگ را ديدم كه سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند،
انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند و
انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند .
من انسان هاي بزرگ را ديدم كه به دنبال خلق مسئله هستند،
انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله
و انسان هاي كوچك مسئله اي ندارند.
![]()
من نوگلي سختكوش را ديدم كه عاشقانه سنگ ها را مي شكافت و بر بستري از شبرنگ ها مي شكفت تا عرصه زيست را تجربه كند.
گر بخواهم گل بروید بعد از این از سینه ام
صبر باید کرد تا سنگ مزاری بشکند ...
من تنديس فوعوني را ديدم از جنس شيشه اما بي ريشه . گفتم چه خوب بود جنس همه آدم ها از شيشه صاف و زلال بود و مي شد ژرفاي دل شان را ديد.
![]()
من بسیاری را دیدم که نيمي از عمر را به تمسخر آنچه ديگران به آن اعتقاد دارند، مي گذرانند و
ادامه دارد....
شفيعي مطهر
....و اينك تكمله هاي استاد باقري در ادامه مطلب:
من برای نماز عشق ترتیبی ندیدم؛ چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخاستنی نیستم .
( با الهام از سخن ارد بزرگ)
هرکه را جامه زعشقی چاک شد
او زحرص و عیب کلّی پاک شد
این جریان یک امر طبیعی است که وقتی روح با تمامی قوایش متوجه یک نقطه بوده باشد ، از تمام نقاط دیگر جهان هستی رو گردان می شود.
من
پذیرش اشتباه و ایده و اقرار به تغییر عقیده را نیازمند شجاعت و شهامت
دیدم که هر کسی آن را ندارد. تنها انسان های بزرگ و شجاعان سترگ قادر به به
این اعتراف هستند.
آن ها که ایمان در دلشان شکل گرفته و انقلاب درونی
پیدا کردند، به نعمت و فضلی که خدا به آن ها داده است، بر می گردند ( بر گرفته
از آیه 168 و169- آل عمران )
وب سایت مثنوي من - مهرنوش باقري
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر