...به کجا می روید؟!!!
#شفیعی_مطهر
انسان بماهو انسان موجودی است متفکر، خلاق و نقاد و انسان فاقد اين ويژگي ها در دايره تعريف « انسان » قرار نمی گیرد. خلاقیت و نقادی برآیند سیستماتیک مولفه های ذهن ، اراده و غريزه است. عقل، كانون هماهنگي و همبستگي اين مولفه هاست . عمده ترين رسالت و وظيفه نهاد آموزش و پرورش ، آموزش عالي و ساير نهادها و دستگاه هاي ارشادي و تبليغي ، رشد و باروري عقل و پرورش نيروي تفكر و خلاقيت و نقادي است.
امام علي (ع) ، عقل و پرورش علمي نيروي تفكر را تا بدان پايه ارج مي نهد كه حيات زمين را وابسته به حيات انسان و حيات انسان را وابسته به حيات روح و حيات روح را وابسته به حيات عقل و حيات عقل را به علم و دانش وابسته مي دانند .
« حیات الارض بالانسان و حیات الانسان بالروح و حیات الروح بالعقل و حیات العقل بالعلم...»
(الحیات ، باب المعرفه)
اگر بخشي از عوامل نهاد عظيم آموزش و پرورش و ساير عوامل ارشادي و تربيتي به جاي پرورش نيروي تفكر و خلاقيت ، سيل متراكم اطلاعات و معلومات را به اذهان پاك و بكر متربيان و جوانان سرازير كنند ، آن گاه است كه مي توانيم با قاطعيت اعلام كنيم كه اين نهادها راه انحراف را مي پويد . انسان داراي ابعادي گوناگون و پيچيده است . اعمال هر گونه روش تربيتي بايد منطبق با مقتضيات روحي و رواني انسان باشد .
يك روش تربيتي جامع بايد :
۱ - آرام، آرام ، به تدريج ، همه جانبه ، فراگير و انسان محور باشد.
۲ - بر پايه آزادسازي انرژي عقلاني و توان ارادي استوار و نيز مبتني بر پايه اصول و روش هاي دموكراتيك باشد.
۳ - بر بستري از آزمون و خطا حركت كند .
خردمداري و عقلانيت تا بدان پايه مهم است كه بي آن دينداري واژه اي بي محتوا و غيراصولي است. حال با عنايت به جايگاه پرورش عقلي در متن ماموريت معلمان ، مربيان ، مبلغان و مرشدان جامعه به اين نتيجه مي رسيم كه وظايف گوناگون و همه جانبه اين ارشادگران بايد بر اين اصول استوار باشد:
۱ - باعث شكوفايي و باروري عقلانيت ، خلاقيت و تفكر باشد؛ نه عامل پژمردگي آن .
۲ - فزاينده آزادي فكرو انديشه باشد ، نه موجب انقياد و بردگي.
۳ - پرورشگر نقد و نقادي و پرسشگري باشد، نه ساكت پرور و مطيع.
۴ - احياگر فرهنگ تحقيق ، تجزيه و تحليل باشد، نه مبلغ تقليد و تجليل.
۵ - برانگيزاننده درايت باشد، نه روايت.
در روند تعامل نهادهاي تبليغي، تربیتي و ارشادي با نسل آينده ساز هر گونه دگم انديشي و بخشي نگري به تربيت فطري و طبيعي نوجوان و جوان لطمه مي زند .
اسلام ديني است براي تدبر و قرآن نه تنها كتابي كه انقلابي است در تفكر .
قرآن تفسير هستي را با قلم استدلال مي نگارد و به آن با نگاه زلال مي نگرد. قرآن قلم دلالت در دست دارد و علم هدايت بر دوش .
مرحوم علامه طباطبايي مفسر بزرگ معاصر و صاحب تفسير گرانقدر الميزان درباره اصالت تفكر در قرآن كريم مي فرمايد:
« اگر کتاب الهی را تفحص کامل کرده ، در آياتش دقت كنيد ، خواهيد ديد شايد بيش از ۳۰۰ آيه هست كه مردم را به تفكر ، تدبر و تعقل دعوت كرده و يا به پيامبر استدلالي را براي اثبات حقي و يا از بين بردن باطلي مي آموزد....
خداوند در قرآن حتي در يك آيه بندگان خود را امر نفرموده كه نفهميده به قرآن و يا به هر چيزي كه از جانب اوست ، ايمان آورند و يا راهي را كوركورانه بپيمايند ؛ حتي قوانين و احكامي كه براي بندگان خود وضع كرده و عقل بشري به تفصيل ، ملاك هاي آن ها درك نمي كند نيز به چيزهايي كه در مجراي احتياجات قرار دارد ، علت آورده است. »
( الميزان، ج ۵ ، ۲۵۵- ۲۷۰)
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر