همبستگی اجتماعی در نگاه اسلام /3
یک تمثیل روشنگر
#شفیعی_مطهر
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشت ها وقتی وخامت اوضاع را دریافتند، دورهم جمع شدند که گرم تر شوند و بدین ترتیب همدیگر را از شدت سرما حفظ کنند.
ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی می کرد. مخصوصا وقتی که به هم نزدیک تر بودند . ناگزير تصمیم گرفتند از کنار هم دور شوند . به همین دلیل از سرما یخ زده و می مردند.
از این رو مجبور شدند یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود. و این چنین آموختند که باز گردند و گرد هم آیند و با زخم های کوچکی که همزیستی با دوست به وجود می آورد، زندگی کنند .
آموختند که گرمای وجود دوست مهم تر است ... و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص گردهم آیند.
بلکه آن است كه هر فرد بیاموزد با معایب دوست کنار آید و محاسن دوست را تحسین كند.
براي ايجاد احساس همبستگي اجتماعي لزوما نبايد هر فرد اجتماع همه انسان ها را محبوب و مطلوب بداند تا با آنان احساس همبستگي پيدا كند. بلكه بايد همه انسان ها ، به ويژه هم ميهنان گرامي را دوست داشت و با آنان احساس همبستگي كرد؛ اگر چه خارهاي تيز برخي رفتارهايشان روح و روان ما را بيازارد و مجروح كند. بايد به جاي احساس جلب منافع فردي ضمن احياي روح اجتماعي و وجدان جمعي بكوشيم بذر احساس وفاق اجتماعي را در بستر اذهان آحاد جامعه بيفشانيم.
ادامه دارد....
-------------------------------
دیگر آثار این قلم در کانال تلگرامی زیر:@amotahar
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر