عامل مشاركت گريزي مردم / 5
#شفیعی_مطهر
غرورحاکمان، عامل مشاركت گریزی مردم است /2
«هيتلر» هاي تاريخ كم نبوده اند؛ اما به ندرت اين گونه صريح و بي پرده نظريات سخيف خود را بيان كرده اند. حكّام خودكامه اي كه همين «بود» را با «نمود»ي زيبا و عوام پسند مطرح مي كنند ، بسي از هيتلر خطر ناك ترند.
امروزه چون گفتمان غالب در دنيا چنين تفكّري را مردود و مطرود مي شمارد، باور مندان اين توهّم، محتواي «تفكّر مردم ستيزي» را در قالب لعاب زيباي دموكراسي و مردم سالاري عرضه مي كنند. استفاده ابزاري از مفاهيم ارزشمندي چون مردم سالاري، دموكراسي، مشاركت و … بزرگ ترين ضربه را بر پيكر اين مفاهيم مي زند. از همه اسفبارتر و بدتر استفاده ابزاري از دين در راه نيل به اهداف سياسي و سلطه طلبي است. آنان كه مصداق «يريدون علّواً في الارض» هستند و در زير لواي دين از ديگران تمكين مي خواهند، براي دين و دينمداران بسي زيانبارتر و خونخوار ترند.
استاد شهيد مطهري در بيان مضرّات استفاده سياسي و ابزاري از دين مي گويد:
«وابستگي دين به سياست به مفهوم … مقام قدسي داشتن حكام، اختصاص به جهان تسنّن دارد. در شيعه هيچ گاه چنين مفهومي وجود نداشته است. تفسير شيعه از «اولواالامر» هرگز به صورت بالا نبوده است.(9)»
ايشان ضمن تأكيد بر اين كه سوء استفاده ابزاري از دين براي مستبدّان يك قاعده است، راه حل مقابله با اين پديده ويرانگر را تنها آگاهي مردم مي دانند:
«هر مستبدّي كوشش دارد براي تحكيم و تثبيت پايه هاي استبداد خود، به خودش جنبة قدسي بدهد و از مفاهيم ديني براي اين منظور بهره جويد؛ تنها آگاهي و بالا بودن سطح شعور ديني و سياسي مردم است ، كه جلوي اين سوء استفاده ها را مي گيرد.(10)»
استاد مطهري «جهالت متنسّكين و خيانت متهتّكين» را به عنوان بستر ساز استفاده ابزاري از دين برمي شمارند:
«خطرناك ترين موقع ها آن وقتي است كه دو قدرت، يعني ماده و معني دست به دست يكديگر داده و بخواهد بر سر ملّتي فرود آيد. البتّه ديانت به خودي خود همواره دفاع از مظلوم است. ولي امان از وقتي كه در اثر جهالت و خيانت اولياي امور، يعني جهالت متنسّكين و خيانت متهتّكين، دين ابزار سياست واقع شود. امان از وقتي كه دين ابزار سياست واقع شود.(11)»
ادامه دارد...
----------------------------------------
برای دیدن دیگر آثار این قلم به کانال تلگرامی «گاه گویه های مطهر»بپیوندید :
telegram.me/amotahar
آثار،سرودهها،مقالات،خاطرات و روزنوشتهای شفیعیمطهر